راه اندازی چند سرویس جدید برای شبکه اندیشگر

بالاخره طبق قولی که در رابطه با تکمیل شبکه اجتماعی اندیشگر داده بودیم شب گذشته 4 سرویس جدید را برای شبکه فعال کردیم که عبارتند از:

1-امکان چت آنلاین میان اعضای اندیشگر وامکان ایجاد اتاق های گفتگو

2-امکان نمایش برترین ارسال ها بر مبنای امتیاز،تعداد باز نشر وتعداد دیدگاهها 

3-امکان نمایش امتیاز هر کاربر براساس تعداد پست ها،دیدگاه ها،امتیاز ها داده شده و تعداد بازنشر ها

4-امکان نمایش تولد اعضای اندیشگر

به زودی تغییرات دیگری را به شبکه اضافه خواهیم نمود.

پروژه جدید در دست اقدام

به اطلاع بازدیدکنندگان گرامی می رساند به زودی سیستم جدیدی بر روی سایت کانون برنا فعال خواهم کرد؟

حدس از شما ؟ هدیه از ما؟

همون سرویسی که قول طراحیش رو داده بودم!!

مسابقه وبلاگ نویسی شبکه اجتماعی اندیشگر

این چند روز با همکاری برخی از دوستان تصمیم به برگزاری مسابقه بزرگ وبلاگ نویس خانواده نموده ایم .

اگر یه چند وقتی بود که وقت نمی کردم به وبلاگ سر بزنم ،مشغول طراحی سایت مسابقه و فرم ثبت نام اینترنتی بودیم.

از همه دوستان وبلاگ نویس می خواهم در این مسابقه شرکت نمایند.

شرایط شرکت در مسابقه و بقیه موارد رو در سایت اندیشگر گذاشته ایم برای مشاهده روی تصویر بالا کلیک کنید.

در پناه بردن به خداوند

بارخدايا، اگر بخواهى بر ما ببخشى ازسر فضل مى‏بخشى، و اگر بخواهى مارا به عذاب مبتلا كنى از سر عدل مبتلا مى‏كنى، الهى به رسم احسان، عفوت را نصيب ما كن، و به آئين چشم‏پوشى ما را از عذاب برهان، كه ما را طاقت عدل تو نيست، و بدون عفوت براى هيچ يك از ما آزادى ميسّر نيست.

اى بى‏نيازترين بى‏نيازها، اينك ما بندگان توايم بر درگاهت، و من نيازمندترين نيازمندان به توام، پس تهيدستى ما را به توانگريت چاره كن،

واما حسین چه زیبا روایت کرد

قصد داشتم مطلبی برای این چند روز بنویسم اما یه دفعه چشمم خورد به کتاب حسین(نه ده) که چند وقتی بود تو کتابخانم بود.

نتونستم قشنگ تر ازاین بنویسم پس بسنده می کنم به این جملات حسین(قدیانی)

… و ناگهان ساندیس وارد ادبیات سیاسی کشور شد و راه یافت به ابیات شعر شاعر. من شاهد بودم. من شهید بودم. شهد ساندیس از عسل شیرین تر است. ارزان تر از آب معدنی. گواراتر از زمزم. و آنانی که از جمهوری اسلامی بریده اند، دلم سخت می سوزد برای شان. گیرم دنیا را هم به آدمی بدهند؛ این لذتش بیشتر است یا وقتی که هنگام دیدن خامنه ای از صدا و سیما ناخواسته گریه می کنی؟ گیرم بی بی سی برایت دست بزند، این لذتش بیشتر است یا وقتی که با پیراهن مشکی برای حسین سینه می زنی؟ کدام صدای دنج از ضرب سنج زیباتر است؟ بکوب ای عشق که سینه من “طبل المیتن” محرم است. ای نی، می شنوم؛ برایم روضه بخوان و بگو از گلوی بریده… از حنجره ای سرخ…

چهارشنبه اتوبوسی که ما را آورد راهپیمایی، همان اتوبوسی بود که پدرم را برد جبهه. پلاک اتوبوس ایران ۱۱ نبود. نه از آن قدیمی‌ها بود، نه از این لیزری‌ها. پلاک اتوبوس «AK-S022-91H» بود و پلاک پدرم در جبهه «BB-C068028H». من با همین اتوبوس رفتم راهی سرزمین نور شدم و بوسه زدم بر خاک کرخه نور. امسال عید باز هم با همین اتوبوس می‌خواهم بروم جنوب. من هنوز هم سوار هوندا ۱۲۵ پدرم می‌شوم. پدرم روی همین موتور، موتور ضدانقلاب را در همین خیابان‌های تهران پایین آورد. ۲۰۰ کلاهک هسته‌ای اسرائیل، حریف هوندا ۱۲۵ پدر من نشده‌اند! پدر من روی همین موتور به شهادت رسید ولی اجازه نداد که آبادان «عبادان» شود و خرمشهر «المحمره». زیر لاستیک هوندا ۱۲۵ پدر من، هنوز هم دارد استخوان‌های آمریکا خرد می‌شود. امروز هم فتنه‌گران از صدای هوندا ۱۲۵ «بابااکبر» بیشتر از هیبت ماشین‌های ضدشورش نیروی انتظامی می‌ترسند.


ادامه نوشته

9 دی 88 را از یاد نبریم

روز تجلی قدرت خدا، حرکتی ماندگار، نتیجه هوشیاری، شناخت موقعیت، فهمیدن نیاز انقلاب، حضور در لحظه مناسب، قله فراموش نشدنی، آخرین ضربه به دشمن، اتمام حجت با همه، قوی‌ترین ضربه و... همه اینها تعابیری هستند که امام خامنه‌ای پس از خلق حماسه 9 دی 88 در مناسبت‌های مختلف در خصوص این روز بر زبان آورده‌اند و البته هم ایشان تأکید کرده‌اند که این روز را زنده نگه دارید